به نام خداوند جان و خرد     کز این برتر اندیشه بر نگذرد

 

پیشگفتار

در این کتاب با افشاء اندکی از ظلم و ستم گروه‌های غیر قانونی بر اشخاصی که به غیر از خداوند متعال کسی را ندارند، خواسته‌ام همدردی خود را ابراز کرده و بگویم، نه تنها آنان تنها نیستند بلکه اگر مردمان از رنج آنها آگاه شوند دست یاری به سوی آنها دراز خواهند کرد.

من به مهندسی خداوند در خلقت مخلوقات خود اطمینان راسخ دارم. بی تردید در هریک از نعمت‌هایی که خداوند به ما عطا فرموده، حکمتی نهفته است و از قوانینی که وضع کرده، این اندیشه بر می‌آید که او خواهان زندگی صمیمانه و صلح آمیز انسان‌ها در کنار یکدیگر است. بنابراین طنین دل انگیز صوت را به مخلوقاتش عطا فرمود تا با هم بیامیزند و یکدیگر را یاری کنند و از خطر بر حذر دارند و از هم بیاموزند.

پرسش مکنون علم این است، چرا خداوند متعال امواج مغزی را به انسان عطا فرمود؟

او می‌توانست مانند شریان‌های خون در بدن، پروسه‌های فکری را هم، بسته نگاه دارد. اما امواج مغزی در فضا منتشر می‌شوند، چنانچه امروزه می‌توان آنها را به وسیله دستگاه‌های موجنگار[1]، در آزمایشگاه‌های پزشکی دید و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

آیا این نیز نوعی ارتباط با محیط است؟ امروزه انسان کمتر از 10% مغز خود را استفاده می‌کند و شاهد آن هستیم که هر نسل جدیدی از نسل‌های پیش از خود باهوش‌تر و توانا‌تر است. آیا روزی خواهد رسید که انسان‌ها بتوانند به آسودگی و بیهیچ وسیله‌ای و تنها با امواج مغزی، با یکدیگر در ارتباط باشند؟

اکنون این سوالات از اسرار کائنات به شمار می‌آیند. این کتاب در صدد تبین و تفسیر ارتباط و تعامل دو سویه انسان و ماشین (رایانه) است و سوء‌استفاده‌های دولت‌های مختلف به ظاهر آزاد را از نتایج این مطالعات، و ظلم و ستمی که به وسیله کشف قوانین و معادلات آن به مردم روا می‌دارند، هرچند اندک فاش می‌سازد. امید است روزی فرا رسد که انسان‌ها بتوانند از این عطیه الهی درست استفاده نمایند و به راستی و کردارنیک با هم زندگی کنند.


 

[1] ElectroEncephaloGraphy (EEG)