مقدمه

دادگاه نورنبرگ[1] که پس از جنگ جهانی دوم برای محاکمه جنایتکاران جنگی آلمان تشکیل شد، وسعت جنایت دانشمندان کنترل فکر-رفتار آلمانی را بر روی یهودیان و اسرای جنگی آشکار ساخت و سرانجام 23 تن از این پزشکان را محکوم و دستور منع این گونه آزمایشات بر روی انسان صادر کرد. در بیشتر مطالب این کتاب که از مدارک و مآخذ امریکایی گردآوری شده است، نشان می‌دهد دولتی که آلمان‌ها را به پای میز محاکمه کشاند، با استفاده از همان افراد و این بار با نقض مستقیم حکم دادگاه نورنبرگ، به آزمایشات شنیع‌تری بر روی شهروندان خود و دیگر کشورها پرداخت.

دکتر خوزه دلگادو[2] رئیس دانشکده مغز و اعصاب دانشگاه ییل امریکا[3] در مصاحبه با شبکه خبری سی.ان.ان[4] امریکا در سال 1985 هنگام کنترل یک گاو نر به وسیله امواج رادیویی گفت:

 ما به یک برنامه جراحی روان‌پزشکی برای کنترل سیاسی جامعه خود نیازمندیم. مقصود از این برنامه کنترل فیزیکی افکار است، به‌طوری که اگر کسی از خط مشی داده شده منحرف شود بتوان توسط برنامه یاد شده او را بازگرداند. هر شخصی ممکن است فکر کند مهم‌ترین واقعیت‌ها، وجود خود او است اما این تنها دیدگاهی شخصی است و چنین نگرشی بعد تاریخی ندارد، به عبارت دیگر انسان‌ها حق ندارند افکار خود را پرورش دهند. ما باید با محرک‌های الکتریکی فکری افکار را کنترل کنیم. روزی خواهد رسید که ژنرال‌ها و ارتش به وسیله محرک‌های الکتریکی فکری کنترل خواهند شد.

این گونه افکار همواره در افرادی که در پی قدرت هستند و نمی‌توانند از آن دست بکشند جاری است و همچون مرض خوره تمامی وجودشان را آکنده کرده است و آنها را از درون می‌خورد و می‌تراشد. چنانچه در اعصار گوناگون مشاهده می‌شود این افراد آلام و اسقام شیطانی خود را به عناوین گوناگون به انسان‌های پاک نهاد که غیر از خداوند متعال پناه دیگری ندارند فرا می‌افکنند. البته آقای دکتر دلگادو دیکتاتور نیست، لیکن همیشه بودجه‌های او توسط دیکتاتورهایی مانند فرانکو[5] رهبر اسبق اسپانیا و دیگران تامین شده است.

در اوایل دهه 70 میلادی مجلس سنای امریکا از پروژه بسیار سری ام.کی.اولترا[6]  تحقیق و تفحص کرد و پرونده آن را در معرض دید همگان قرار داد. در این پروژه آزمایش‌های غیرانسانی به خصوص بر روی کودکان اجرا می‌شد و آنها را به بیماری‌های روانی مبتلا می‌کرد.

با وجود دلایل بسیار، این گروه نه تنها مورد پیگرد قانونی قرار نگرفتند بلکه از شواهدی پیداست، آنها کار خود را به شدت گسترش داده‌اند. حتی این عده به خود اجازه داده‌اند تا برده‌داری جدیدی را به نام نظم نوین جهانی به دنیا تحمیل کنند که چیزی بیش از یک زندان الکترونیکی نیست.

در دهه 50 در جنگ کره و امریکا، کره از دستگاه مایکروویو[7] برای شستشوی مغزی اسیران امریکایی استفاده کرد. این دستگاه در شوروی به نام لیدا[8] برای آرامش بخشیدن به بیماران استفاده شد و سازمان سیا[9]  یکی از این دستگاه‌ها را از طریق دولت کانادا خریداری کرد.

سازمان سیا به طور مستمر بر روی گسترش و بهینه‌سازی دستگاه‌ها، تکنیک‌ها، مواد مخدر، مواد شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیو با هدف تغییر شخصیت انسان‌ها، سرمایه گذاری‌های هنگفتی نمود. اکنون اگر گسترش این دستگاه‌ها را به همراه گسترش رایانه در نظر بگیریم که در دسترس همگان است و با توجه به این مسئله که دولت‌های قدرتمند جهان همچون امریکا در این امر دو تا سه دهه از شهروندان خود و البته کشورهای جهان سوم همواره جلوتر بوده‌اند، می‌توان حدس زد که اکنون این دستگاه‌ها دارای چه توانایی‌هایی هستند.

 

در دهه 50 میلادی کتابی به نام کاندیدای منچوری[10]  نوشته شد که تا به امروز چندین سناریو و فیلم از آن تهیه و ساخته شده است. مضمون اصلی این کتاب راجع به چند اسیر امریکایی است که در جنگ کره اسیر و شستشوی مغزی شده و به امریکا بازگردانده شده‌اند. آنها به وسیله کنترلگر[11] یا کنترل کننده خود توسط رمزی از شرایط عادی خارج شده و در حالت هپنوتیزم قرار می‌گرفتند و دستورات کنترل کننده خود را اجرا می‌کردند. یکی از آن دستورات کشتن رئیس جمهور امریکا بود. در بخش ام.کی.اولترا مشاهده خواهد شد که چگونه این داستان تخیلی به واقعیت نزدیک می‌شود.

 

امروزه دستگاه‌های تجاری بسیاری اختراع شده‌اند که با امواج مغزی هدایت می‌شوند، موش‌های رایانه، ویلچرها، بازی‌های رایانه‌ای، ماشین‌آلات گوناگون و ابزارآلات مختلف از زمره این دستگاه‌ها هستند. ارسال و دریافت و به‌کارگیری امواج مغزی از دهه 50 میلادی تا کنون و طی جنگ سرد همراه با صرف بودجه سنگین آن که توسط ابرقدرت‌ها تامین می‌شوند مورد توجه دانشمندان و دستگاه‌های امنیتی بوده و هستند اما به دلیل سری بودن این دستگاه‌ها و پژوهش‌ها تعداد اندکی از وجود آنها اطلاع دارند.

 

در سال 1371 و 1372 شمسی، تلویزیون ایران در برنامه‌ای به نام سراب، با مسافرانی که تازه از خارج آمده بودند مصاحبه کرد و آنها هر چند نمی‌دانستند چرا ولی با سادگی خاصی تجربه‌های خود و خانواده‌شان را که توسط گروهی مورد اذیت و آزار قرار گرفته بودند بازگو کردند، بی آنکه بدانند به وسیله گروه کنترلگرفکر[12] مورد آزمایش هستند.

 

در این کتاب سعی دارم این شعبده بازی قرن را که توسط دولت‌های مختلف انجام می‌شود، در حد توانم بازگو کنم و به افرادی که به تازه‌گی به دام چنین گروه‌هایی افتاده‌اند آموزش دهم و تا پیش از آنکه کار از کار بگذرد از دام آنها رهایی یابند، یا به کسانی که در دام آنها هستند، راه‌هایی را نشان دهم تا بتوانند به آرامشی که از دست داده‌اند باز گردند. برخی، قربانیان این گروه‌ها را بیماران روانی می‌نامند و بی آنکه به افکار خود اجازه گسترش دهند، آنها را تخطئه کرده و از خود می‌رانند و مسئله را در نظر نمی‌گیرند که ممکن است روزی نوبت خود و یا نزدیکان آنها باشد. آیا ما به شخصی که عده‌ای بیشرمانه او را در خیابان آماج مشت و لگد قرار داده‌اند، کمک نمی‌کنیم؟ آیا اجازه می‌دهیم که این گروه گستاخ‌تر شوند و به دیگران نیز هم حمله کنند؟ آیا این عده از بی‌توجهی و ترس دیگران نسبت به خود سوء‌استفاده نکرده و حملات خود را گسترش نمی‌دهند؟ آیا آنان با قدرتی که فقط به دلیل بی توجهی ما دست می‌آورند به خود ما نیز حمله نخواهند کرد؟

رابرت کندی[13] برادر جان.اف.کندی[14] رئیس جمهور فقید امریکا که در سال 1963 در تگزاس[15] توسط دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا به قتل رسید قبل از کشته شدنش در سال 1968 توسط همان اشخاص گفت:

از اعمال دلیرانه و باورهای گوناگون و بیشمار است که تاریخ بشریت شکل گرفته است. هر زمان، شخصی برای عقیده‌ای به پا برمی‌خیزد یا عملی به نفع عده بیشماری انجام می‌دهد و یا علیه بی عدالتی فریاد می‌کشد، موج کوچکی از امید را به پیش می‌فرستد و از میلیون‌ها مرکز گوناگون انرژی و شجاعت عبور می‌کند، این موج‌ها تبدیل به جریاناتی می‌شوند که می‌توانند عظیم‌ترین دیوارهای ظلم و ستم و مقاومت را از جای بر کنند.

اطلاعات موجود در این کتاب حاصل تجربه کسانی است که تحت آزمایش‌های گروه‌های کنترلگرفکر در سراسر دنیا به خصوص در کشورهای غربی قرار گرفته‌اند، این افراد دلیر، با درمیان گذاشتن داستان زندگی خود با دیگران، سعی در مبارزه به این بردگی مدرن را دارند. اما گروه‌های کنترلگرفکر هر روز به علت بی‌اطلاعی مردم و منابع وسیعشان، هر روز به قدرت خود می‌افزایند.

اگر دقت کنیم خواهیم دید که جزئیات آزمایش‌ها چنان شبیه به هم هستند که هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند که آنها توسط یک منشاء به ماموران خود در سراسر دنیا تعلیم داده و شکنجه‌های خود را بر روی انسان‌های بی گناه اجرا می‌کنند.

 

پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آزمایش‌های فکری به دلیل فوقسری بودن آنها فقط در کشورهای پیشرفته جهان و یا در کشورهایی که تحت سلطه آنها بودند و ارتش‌شان به صورت فیزیکی در آن کشورها مستقر بود، همچون ایران در دوران حکومت شاه، کره جنوبی و غیره انجام می‌گرفت. اما اکنون آثار مخرب این آزمایشات همچون بیماری‌های مختلف فیزیکی و روانی، معلولیت‌ها، خودکشی‌ها و دگردیسی‌های نوزادان در جوامع دیگر نیز به روشنی مشاهده می‌شوند.

آزمایش‌های کنترل فکری به وسیله فن‌آوری‌های جدید و با شدت هرچه بیشتر بر روی انسان‌های بیگناه و بی خبر در سراسر دنیا ادامه دارد.

 

تلاش من در این کتاب اثبات وجود دستگاه‌های پیشرفته که می‌توانند با مغز انسان ارتباط بر قرار کنند نیست، هرچند فهرست سایت‌های اینترنتی و منابع مربوط به آن را در آخر کتاب آورده‌ام. چنین دستگاه‌هایی موجودند و آنهایی که در این امر کنجکاو هستند می‌توانند درشبکه جهانی اینترنت نام مخترع و شماره ثبت آنها را در موتور‌های جستجوگر[16] همچون گوگل[17]، ام.اس.ان[18] و غیره پیدا کنند. کوشش اصلی من در این کتاب شرح کار دستگاه‌ها و کاربران و همچنین عوارض کارهای آنان است، تا بدین وسیله بتوان آنها را شناسایی و خنثی کرد.

کسانی که برای انجام تحقیقات بیشتر این کتاب را مطالعه می‌کنند باید به الگوبرداری‌ها توجه بسیار داشته باشند. در الگوبرداری‌ها می‌توان دید که انسان به شیوه‌های مختلف شکنجه می‌شوند و اگر به آنها کمک نشود، تنها امیدشان همان کسانی است که او را شکنجه می‌کنند، پس از آن، راه برای برنامه‌ریزی دوباره آنها هموار می‌شود.

این کتاب تنها آغاز جریانی برای شناخت گروه کنترلگرفکر و یا متجاوزان فکری است. باید به این کتاب به مثابه کتب علوم‌پایه نگریست که با خواندن آن اشخاص متفکر می‌توانند به فرآورده‌های گسترده‌تری برای خنثی ساختن آثار مخرب آن دستگاه‌ها دست یابند.

هرچند فن‌آوری متجاوزان فکری بسیار پیچیده است و سری نگاه داشته می‌شود، اما تغییر اساسی نکرده است. اگرچه این فن‌آوری به وسیله ابررایانه‌ها و پیشرفت در تحقیقات مواد شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیو تاثیرات قدرتمندتری یافته است، ولی هنوز بر پایه‌های روان‌شناسی اجتماعی و ناآگاهی عمومی استوار است. متاسفانه هر مقدار که قدرت این گروه از متجاوزان فکری افزایش می‌یابد به همان میزان هم ناباوری‌های عموم مردم نسبت به این گونه آزمایش‌ها که در کنترل جامعه نقش مهمی دارند گسترش پیدا می‌کنند.

امیدوارم روزی فرا رسد که انسان‌های نوع دوستی و از خود گذشته‌ای بتوانند تمامی آثار مخرب فعالیت‌های این نوع گروه‌ها را بر جوامع بشری آشکار سازند و خنثی کنند

 

[1] Nürnberg

[2] José M. R. Delgado, M.D.

[3] Yale University, private, coeducational institution of higher education in New Haven, Connecticut

[4] Cable News Network (CNN)

[5] Francisco Franco (1892-1975) 

[6] MKultra

[7] Microwave

[8] Lida

[9] Central Intelligent Agency (CIA)

[10] The Manchurian Candidate

[11] Controller

[12] Mind Controllers Group

[13] Robert F. Kennedy (1925-1968)

[14] John F. Kennedy (1917-1963)

[15] Texas

[16] Search Engine, computer software that compiles lists of documents

[17] Google

[18] MSN